Pages

There was an error in this gadget

Total Pageviews

Followers

Saturday, July 9, 2011

رمز ماندگاری ۱۸ تیر

حسن زارع زاده اردشیر
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و از متهمان اصلی پرونده 18 تیر
http://zarezadeh.blogspot.com



امروز جنبش دانشجویی ایران نقش اساسی در افزایش آگاهی و به تبع آن نورافکنی بر تاریک خانه های تحجر و عقب ماندگی نظام جمهوری اسلامی دارد. دانشجویان به دلیل حضور در مراکز علمی و ارتباط نزدیک با دانش روز و آگاهی از تغییرات در جهان، نقش مهمی در آینده کشور برعهده دارند و علی رغم همه محدودیت ها و کنترل های حکومتی، با اتکا به بار علمی و قدرت جوانی و میل به حق و عدالت جویی، درب جدیدی به روی خود گشوده که حاصل آن تحول و دگرگونی طلبی به نفع جامعه و آینده ای بهتر برای کشورشان است. اگرچه کنترل و سرکوب حرف اول را میزند اما دانشجو راه خود را باز میابد.

رشد قابل توجه جمعیت جوان کشور ما در ظرف ۳۰ سال گذشته موجب شده است اکثریت جامعه به نسل جوان تعلق داشته باشد. این جمعیت انبوه با پیشرفت وسائل ارتباط جمعی علی رغم کنترل های شدید دولتی توانسته است با جهان آزاد در تماس باشد و پیامش را برساند بر این اساس که در کشوری زندگی می کند که حاکمانش با فشار و فریب می خواهند با محور قرار دادن قوانینی که برای مردم ۱۴۰۰ سال پیش مدون شده انها را محبوس کنند.

سه دهه است که جوانان ایرانی از کودکی و سپس در دوران تحصیل در مدارس از چپ و راست مورد هجوم افکار و عقاید اسلام ناب محمدی قرار می گیرند تا در حصار اندیشه حکومت ولایی به خدمت جناح های حکومتی در ایند. ولی علیرغم اینکه در سالهای اولیه حمهوری اسلامی بسیاری از دانشجویان هنوز نتوانسته بودند مرز قوانین مذهبی را از قوانین عرفی در ذهن خود تمیز دهند اما دریافتند که برای دستیابی به عدالت و آزادی و جبران عقب ماندگی از دنیا باید جامعه را از تحجر، خرافات و عقب ماندگی برها نند. از این رو بود نهادهای دانشجویی به مرور شکل گرفتند و نهادهای دانشجویی که در جهت دفاع از حکومت تاسیس شده بودند به ضد افکار دولتی تغییر جهت دادند تا شرایط برای مخالفت با حکومت و نظام نیز فراهم شود.

در واقع حکومتی که توانسته بود پس از انقلاب فرهنگی از دانشجویان به عنوان ابزاری در داخل دانشگاهها استفاده کند، از اوایل دهه هفتاد با دانشجویان و تشکل های دانشجویی متفاوتی روبرو شد که در نتیجه آگاهی بیشتر نسبت به ماهیت نظامی جمهوری اسلامی، رشد علمی و نیز تضادهای بوجود آمده در حکومت به دنبال روزنه امیدی برای فعالیت می گشتند این قشر دانشجو به مرور به انتقاد پرداختند. این رویکرد بویژه پس از جنگ و فوت آیت الله خمینی آغاز شده و تشدید یافت.

با وقوع حوادث دوم خرداد و ایجاد فضای سیاسی دگرگون، نهادهای دانشجویی از جمله تحکیم وحدت که بیشتر تحت نفوذ سران اصلاح طلب و جبهه دوم خرداد قرار گرفته بودند، به عاملی تبدیل شدند تا دانشجویان و رهبران قدیمی دانشجویی از جمله حشمت الله طبرزدی را به فکر ایجاد نهادهای مستقل و جدید وادارند که با اهداف مبارزات آنها تطابق داشته باشد. جبهه متحد دانشجویی یکی از مهمترین جریان های دانشجویی بود که از همان سال قدرت گیری دولت اصلاحات با اتحاد چند تشکل مستقل دانشجویان و انتشار روزنامه و هفته نامه گام بزرگی در انتشار اخبار دانشجویی ، سیاسی ، اجتماعی و تحلیلهای تئوریک برداشته و دانشجویان را برای پیگیری خواسته های صنفی و اجتماعی متشکل نمود. این جبهه با محور قرار دادن نیازها و مشکلات حقوقی و صنفی و نیز تاکید بر نقش محوری دانشجویان در تحولات سیاسی اجتماعی در راس مبارزات خود توانست دانشجویان را به اهمیت تشکلهای سازمانی علاقمند نموده و از طرفی با به حاشیه راندن اختلافات تئوریک و عقاید مذهبی دانشجویان، تعداد زیادی را برای مبارزه مشترک با دولتی که داعیه اصلاحات بر پیشانی داشت بدور هم گرد آورد.

اعتراضات ، اعتصابات و تظاهرات مختلفی که در دو سال اول استقرار دولت اصلاحات در نقاط مختلف از جمله دانشگاههای کشور انجام گرفت ، جنبش دانشجویی را بعنوان نیرویی قابل ملاحظه، پیگیر و پیشرو، ساختار شکن ، بدون سازش و بهم پیوسته مقابل دولت قرار داد. در حوادث کوی دانشگاه در تیر ۷۸ که نقطه عطف مبارزات د انشجویی ساختارشکن بود، به چالش کشیده شدن مشروعیت طبقه حاکم و پرده برداری از چهره روحانی رژیم توسط دانشجویان نشان از اهمیت و قدرت جنبش دانشجویی داشت. اما رژیم با سرکوبی که توسط نهادهای مختلف و ارکان حکومت بر علیه دانشجویان انجام داد، نشان داد که هیچ بخشی از نظام جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش خواست های دموکراتیک دانشجویان نیست.

دانشجویان در مبارزات خود و به خصوص بعد از سرکوب وحشیانه تظاهرات تیر ۷۸ دریافتند نیروی اصلی که باید با ان مبارزه کنند حکومت ولایی است که با دولتهای جنگ، سازندگی، اصلاح طلب ( و سپس اصولگرا ) همراه سایر نهادهای حکومتی حاضر نیستند نظام را فدای آزادی و دموکراسی مردم نمایند. جبهه متحد دانشجویی با دستگیری رهبران خود بهمراه بسیاری از دانشجویان و جوانان و با درک ماهیت کلیت حکومت، نقطه عطفی را در مبارزات دانشجویی بوجود آوردند که آزادی و دموکراسی جز با تغییر نظام امکان پذیر نخواهد بود. از این رو با گسترش تشکلها و فعالیتهای دانشجویی و حضور سایر اقشار در کنار دانشجویان، جبهه دموکراتیک ایران که علاوه بر دانشجویان سایر نیروهای سیاسی درگیر با حکومت را دربر میگرفت راه اندازی شد تا فاز جدیدی از مبارزه آغاز شود. زمانی نگذشت که جبهه دموکراتیک ایران منشور خود را که بر جدایی دین از حکومت و برابری حقوق همه ایرانیان بر اساس مواد حقوق بشر تاکید داشت در نیمه دوم سال ۷۹ منتشر کرد و به این ترتیب اولین نهادی بود که با چنین درخواست مترقی حکومت جمهوری اسلامی را به چالش کشید. اگرچه اقدام شجاعانه جبهه دمکراتیک ایران با دستگیری سراسری اعضا و هوادارانش روبرو شد و انتشار روزنامه های این نهاد ممنوع شد، اما روند مبارزات را تقویت کرد بطوریکه دیگر نیروهای سیاسی با شجاعت بیشتری پای به عرصه فعالیت گذاشتند . از سویی دیگر دانشجویان اصلاح طلب نیز با رویکرد دوری از قدرت به صف ساختارشکنان پیوستند تا سید خندان و رهبر اصلاح طلبان در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی از پشتوانه دانشجویی برخوردار نباشند.


با حضور دفتر تحکیم وحدت در صف جنبش دانشجویی ساختارشکن، توانمندی های این جنبش افزایش یافت و حکومت ولی فقیه خود را ناگهان در برابر یک جنبش متحد و متشکل دید که تلاش کرده بود آنها را چند شقه و منفک نگه دارد. از این رو شدت سرکوب تشکل ها و فشار بر اعضای عضو در جبهه متحد دانشجویی و جبهه دمکراتیک ایران و از سویی دفتر تحکیم وحدت و سپس سازمان ادوار تحکیم موجب شد تا بسیاری از فعالان آنها به خارج کشور پناهنده شوند و تعدادی نیز همچون حشمت الله طبرزدی، بهروز جاوید تهرانی، عبداله مومنی، احمد زیدآبادی، بهاره هدایت، مهدی گلرو، میلاد اسدی، حسن اسدی زیدآبادی همچنان در زندانهای رژیم اسیر بمانند تا آشتی ناپذیری نظام با خط و مواضع نیروهای مدافع سکولار دمکراسی و حقوق بشر روشن شود.

به این ترتیب دانشجویان و جوانان آزادیخواه امروز با شجاعت و توانمندی قابل تحسین خود و از طرفی به دلیل موقعیت خاص از نظر تحصیل علم و دانش ، آگاهی از تحولات جهان خارج و حضور در اجتماع هزاران نفری جوانان در دانشگاهها، به سادگی متشکل می شوند، و امسال نیز با برگزاری چندین برنامه در دانشگاهها که با کمپین حمایت از بهاره هدایت بانوی مبارز ایرانی و سمبل جنبش دانشجویی آغاز شد، بار دیگر کوشش کرده اند فعالیت خود در سال جدید را با ایجاد تجمع های صنفی - شورایی که همان نهادهای دموکراتیک دانشجویی است، متمرکز نمایند.

بدون شک گروهها و شبکه هایی مخفی کوچک از دانشجویان جهت مبارزه با نظام وجود دارد که تلاش می کنند بخشی از مبارزات جوانان را بر علیه سران حکومت سازماندهی نمایند ، اما جدا از چنین گروههایی که برای حفظ فعالین از دستگیری لازم است ، تقویت یکپارچگی جنبش دانشجویی و ایجاد تشکلات علنی دانشجویی با همه سرکوبهای حکومتی نیاز فعلی جنبش است . این شکلی از مبارزه بود که در واقعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیرماه ۷۸ رخ داد تا تهران یک هفته در دست دانشجویان قرار گیرد.

اخراج فعالان دانشجویی از دانشگاه و زندانی کردن بسیاری از انها ، تعطیلی اجباری دانشگاهها توسط حکومت، تعطیلی دانشگاهها در روزهای عید نوروز و تابستان و یا بین دو ترم ، شهرستانی بودن بسیاری از دانشجویان که باهر تعطیلی به شهر خود باز می گردند و موارد دیگر موجب می شوند که بازسازی انجمنها و شوراهای دانشجویی مستقل قبلی و یا ایجاد تشکلهای مستقل جدید دچار مشکل شوند. از این رو کوشش در این زمینه اهمیت بالایی دارد. هرچند امروزه جوانان از طریق اینترنت و استفاده از وسایل ارتباطی هماهنگی بسیار بالایی برای تظاهرات از خود نشان می دهند و حتی توانسته اند انگیزه دانش آموزان مدارس را نیز برای دفاع از حقوق مردم جذب نمایند ، اما تشکیلاتی که دانشجویان در آن می آموزند چگونه با خواسته های همدیگر آگاه شده و دانش مبارزاتی خود و دیگران را بالا برده و درک دموکراتیک در جامعه را یاد بگیرند امری حیاتی است چرا که در نتیجه این پروسه مبارزاتی، به ضرورت ایجاد سازمانهای قدرتمندی می رسند که دارای استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی برای مقابله است و حتی توانایی آن را می تواند داشته باشد که محدودیت های رژیم در مورد اینترنت ، موبایل و ماهواره را در زمانهای تظاهرات و سایر حرکات مبارزاتی خنثی کند. هرچند حکومت نهایت تلاش خود را در سرکوب چنین تشکلهایی بکار خواهد برد ، ولی سرانجام قدرتش فرسایش پیدا کرده و تسلیم می شود، همچنانکه هنوز قادر نشده جنبش دانشجویی و سندیکاهای مستقل کارگری و یا کمپین بانوان را از بین ببرد.

رشد گروههای مستقل و پیشرو دانشجویی و ایجاد نهادهای جدید از آنها در کنار نهادهای کارگران و زنان که خواسته های همه مردم را در بر بگیرد ضرورتی انکار ناپذیر بوده و وحدت انها با یکدیگر علاوه بر آموزش همزیستی مسالمت آمیز دموکراتیک با همدیگر، به ایجاد وحدت ملی خواهد انجامید که الگوی مبارزاتی داخل کشور است. این اتفاق پیشتر در ۱۸ تیرماه ۷۸ روی داد و همبستگی دانشجویان و کارگران، رژیم را به زانو در آورد و نوید همبستگی بزرگتری را داد. این همزیستی به اتحاد و همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر منجر خواهد گردید. قدرت و پیشرو بودن دانشجویان در ایجاد اتحاد و همبستگی بطور قاطع به آلترناتیو واقعی تغییر حکومت مبدل خواهد گردید و آینده کشور را رقم خواهد زد.

No comments:

Post a Comment